شعر دیگران
زخم
ابتدا آدم را... بعد زخم
و عشق را قبل از همه آفرید
به گواهی بادهای ماقبل انسان
دستهای تو تصمیمی است
که باید یکروز می گرفتم
و از این شهر... از این خاک
که موطن دردهای من است ؛ می رفتیم
غروبهای قبل از خلقت
× × ×
اگر از نیامدن خسته شدی
خانه ام ... کنار همه ی جاده هاست
ابتدا آدم را... بعد زخم
و عشق را قبل از همه آفرید
به گواهی بادهای ماقبل انسان
دستهای تو تصمیمی است
که باید یکروز می گرفتم
و از این شهر... از این خاک
که موطن دردهای من است ؛ می رفتیم
غروبهای قبل از خلقت
× × ×
اگر از نیامدن خسته شدی
خانه ام ... کنار همه ی جاده هاست
مزرعه چشمانت ... مترسک نمی خواهد؟!
برگرفته از وبلاگ:کوچه های خلوت شعر شعرها و نوشته های حمیدرضا واحدی
+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم مهر ۱۳۹۲ ساعت 18:49 توسط رامین و مــــــهر افروز
|
سلام